<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه هنر ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نشریه‌ی علمی پژوهشی نامه‌ی هنرهای تجسمی و کاربردی</JournalTitle>
				<Issn>2717-1272</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Art and painting froum Louis Althusser's point of view</ArticleTitle>
<VernacularTitle>هنر و نقاشی از دیدگاه آلوستر</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>14</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">663</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30480/vaa.2010.663</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>بنویدی</LastName>
<Affiliation>پژوهش هنر،دانشگاه علوم تحقیقات،شهر تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">ازجمله جریان‌های مهم فکری که دو سه دهه اخیر در فرانسه پایه‌گذاری شد و تأثیر به سزایی به‌ویژه بر مارکسیسن گذاشت، مارکسیسم ساختگرا بود. پایه‌گذار این جریان را لویی آلوستر فرانسوی دانسته‌اند. این جریان می‌کوشید تا با استناد به تحولات زبانشناسی ساختگرا و نیز روانکاوی لاکانی به تبیین جدیدتری از موضوعات و مسائل بنیادین مارکز دست یابد. به همین خاطر آلوستر کوشید تا از جزمیت‌ها یا دگم‌های مارکسیستی مبنی بر تأثیر یک‌سویه زیربنای اقتصادی بر روبنای فرهنگی و سیاسی و حقوقی فاصله گیرد و تاکنون همواره نکته‌گیری‌های ژرف وی، اندیشمندان پس از او را به تحمل واداشته است. رابطه بین هنر و ساختگرایی از موضوعاتی است که هنوز آن‌گونه که باید بررسی نشده است. ساختگرایی نیز به‌نوبه خود بر چگونگی درک و نقد اثر هنری مؤثر بوده است. این جنبش هنری در پی رد ایده هنر برای هنر کارکردی اجتماعی برای هنر در نظر می‌گرفت. آن‌ها می‌کوشیدند تا هنر دارای منفعت بیشتری برای مردم باشد.&lt;br /&gt; نگارنده در این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی نقاشی هنرمند ایتالیایی لئوناردو کرمونینی (-1925)، که نرمند مکتب اکسپرسیونیسم انتزاعی است، پرداخته است و در پی بررسی مفهوم ایدئولوژی، هنر و همچنین رویکرد ضد اومانیستی است که البته این بررسی با تکیه‌بر دستاوردهای لویی آلوستر صورت می‌گیرد.&lt;br /&gt;  </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایدئولوژی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ساخت‌گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کرمونینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اکسپرسیونیسم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انتزاعی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://vaa.journal.art.ac.ir/article_663_b69dcf41e394dbaeb1615dee1b2bc412.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه هنر ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نشریه‌ی علمی پژوهشی نامه‌ی هنرهای تجسمی و کاربردی</JournalTitle>
				<Issn>2717-1272</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The process of hypertextuality in painting</ArticleTitle>
<VernacularTitle>فرایند بیش متنیت در نقاشی</VernacularTitle>
			<FirstPage>19</FirstPage>
			<LastPage>34</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">664</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30480/vaa.2010.664</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>منیژه</FirstName>
					<LastName>کنگرانی</LastName>
<Affiliation>پژوهش هنر، دانشگاه الزهرا، عضو گروه پژوهشی تطبیقی فرهنگستان هنر ایران، استان تهران، شهر تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یکی از رویکردهای جدید مطالعاتی که امروزه در عرصه‌های مختلف ادبی و هنری بکار گرفته می‌شود، رویکرد بینا متنی است، که نخستین بار ژولیا کریستوا آن را به کار گرفت. ژرار ژنت با بهره‌گیری از نظریات کریستوا هر نوع رابطه میان دو متن را با عنوان ترامتنیت نام نهاد و آن را به پنج بخش تقسیم کرد. این مقاله تنها به یکی از اقسام ترامتنیت ژنتی- یعنی بیش متنیت – می‌پردازد. سعی بر آن است که قابلیت این مفاهیم در پیشینه هنر نقاشی به‌ویژه نقاشی ایرانی بررسی کردد و نمونه‌هایی از آثار نقاشی با این رویکرد مورد مداقه قرار گیرند، و پاسخ‌هایی برای پرسش‌هایی ازاین‌دست جست‌وجو شوند: (1) آیا توجه به هنر پیشینیان و رابطه برگرفتگی در نقاشی امکان‌پذیر است و سابقه‌ای دارد؟ (2) این رابطه – در صورت وجود – به چه علت است و چگونه شکل می‌گیرد؟ (3) آیا می‌توان از نظریه غیربومی بیش متنیت در نقد و تحلیل آثار نقاشی ایرانی بهره گرفت؟ بر این اساس، ضمن مروری بر علل توجه هنرمندان به‌ویژه نقاشان به دیگر آثار هنری و مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد؛ و درنهایت به این جمع‌بندی پرداخته می‌شود که بیش متنیت در نقاشی – و به‌ویژه نقاشی ایرانی- سابقه‌ای طولانی دارد، اما فاقد نظریه‌پردازی مکتوب و مدون است</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیش متنیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آموزش هنر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تقلید</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برگرفتگی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://vaa.journal.art.ac.ir/article_664_91f6e9b7d049a4a8eede46ffbfbff657.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه هنر ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نشریه‌ی علمی پژوهشی نامه‌ی هنرهای تجسمی و کاربردی</JournalTitle>
				<Issn>2717-1272</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Muhammad Juki's Sahnameh</ArticleTitle>
<VernacularTitle>شاهنامه محمد جوکی</VernacularTitle>
			<FirstPage>35</FirstPage>
			<LastPage>50</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">665</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30480/vaa.2010.665</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>حسینی</LastName>
<Affiliation>گروه آموزشی نقاشی، دانشگاه هنر، استان تهران، شهر تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در مکتب نگارگری هرات (قرن نهم هـ. ق.) سه شاهنامه معتبر با حمایت امیران و شاهزادگان تیموری کتابت و نگارگری شد. این سه شاهنامه عبارت بودند از: شاهنامه بایسنقری (833 هـ. ق.) شاهنامه محمد جوکی (848 هـ. ق.) و شاهنامه ابراهیم سلطان (833 هـ. ق.). شاهنامه محمد جوکی که هم‌زمان با دیگر شاهنامه‌های دوره تیموری تصویر شد، به حمایت و سفارش محمد جوکی (تولد 806 هـ. ق. وفات 848 هـ. ق.) از شاهزادگان تیموری و پنجمین پسر از اولاد شاهرخ، به انجام رسید. شاهنامه محمد جوکی دارای 31 نگاره‌ی کامل است، از این 31 نگاره 3 نگاره در دربار امپراتوران گورکانی هند دستکاری‌شده و جلوه و فضایی مشخص از ویژگی‌های نگارگری گورکانیان به آن افزوده گردیده است. در این بررسی، ضمن به دست دادن ویژگی‌ها و تفاوت‌های شاهنامه محمد جوکی با دیگر شاهنامه‌های این دوره چند نگاره مشخص مورد تحلیل قرارگرفته و یک مجلس از آن، یعنی «گرفتار آمدن یزدگرد» که در دربار امپراتوران هند دستکاری‌شده، موردبررسی قرارگرفته است. شاهنامه محمد جوکی در مجموعه انجمن سلطنتی آسیایی لندن قرار دارد و امروزه به‌صورت قرضی درازمدت در اختیار موزه بریتانیا قرارگرفته است</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">محمد جوکی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دید پهن‌دشتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مکتب تیموری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شاهنامه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دستکاری گورکانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://vaa.journal.art.ac.ir/article_665_505b1a7657a8fcf17e4d431ae0310ff0.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه هنر ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نشریه‌ی علمی پژوهشی نامه‌ی هنرهای تجسمی و کاربردی</JournalTitle>
				<Issn>2717-1272</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>A survey of polyhedrons in cubism and their relationship with polyphony in music</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی عناصر چندوجهی در سبک کوبیسم و ارتباط آن با چندصدایی در موسیقی</VernacularTitle>
			<FirstPage>51</FirstPage>
			<LastPage>61</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">666</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30480/vaa.2010.666</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جلال الدین</FirstName>
					<LastName>سلطان کاشفی</LastName>
<Affiliation>گروه آموزشی نقاشی دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر، استان تهران، شهر تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هنرمندان اروپایی، در اوایل سده بیستم میلادی (1907) رویکردی متفاوت با سبک‌های قدیمی در پیش گرفتند و توجهشان به دیدگاه‌ها و نگرش‌هایی معطوف شد که هنر نقاشی معاصر را از گذشته آن جدا می‌ساخت و سبب شکل‌گیری هنری چندوجهی [1] با به‌کارگیری زاویه دید جابه‌جاشونده، به‌جای گزینش زاویه دید واحد و ثابت در یک نظام شکلی دوبعدی می‌شد. این خود درعین‌حال می‌توانست به تعدد و تکثر دید به‌صورت هم‌زمان [2]، و از این رهگذر به تعدد و تکثر معانی [3]- از طریق آمیزش [4] فرم‌ها با یکدیگر – نیز بینجامد. دیگر اینکه نقاشان با کم‌اهمیت ساختن جایگاه رنگ، و گذار از چندرنگی [5] به تک‌رنگی [6]، بهای بیشتری به نقش فرم‌ها دادند؛ لیکن در پایان راه خود با نگاهی معکوس توجهشان مشخصاً از تک‌رنگی به چندرنگی معطوف گشت. آنان با استفاده از بازی شیرین کلمات، حروف، علامت و نشانه‌ها، در فضایی که به نقش چسباندنی (کلاژ) [7] مشهور گردید، و با بهره‌گیری نقش اصلی و طبیعی اشیاء، به کوبیسم تحلیلی و ترکیبی راه گشودند و سبب نوعی تعامل با گفتگومندی بین عناصر ارائه‌شده و روابط بین فرم‌ها و رنگ‌ها گردیدند. در این نوشته، کوشش بر ان است، با توجه به منطق گفتگومندی و چندصدایی باختین و روابط بینامتنی و درون‌متنی جولیا کریستوا [8] به بررسی فضای کوبیسم، نظام چندوجهی آن، و آمیزش ابعاد و عناصر این فضا با یکدیگر و سرانجام به هم‌آوایی [9] «هماهنگی [10] و یکپارچگی [11]» آن در فضای نقاشی پرداخته شود</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هنر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چندوجهی و تک‌وجهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چندرنگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تک‌رنگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تحلیلی و ترکیبی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بینامتنی و درون‌متنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هم‌زمانی و گفتگومندی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://vaa.journal.art.ac.ir/article_666_2afebb84acebd628da0bb0fd0191a537.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه هنر ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نشریه‌ی علمی پژوهشی نامه‌ی هنرهای تجسمی و کاربردی</JournalTitle>
				<Issn>2717-1272</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>A "quantitative content" analysis of the quality of environmental advertisement in tehran</ArticleTitle>
<VernacularTitle>لایه‌های آشکار در تبلیغات شهری</VernacularTitle>
			<FirstPage>63</FirstPage>
			<LastPage>82</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">667</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30480/vaa.2010.667</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فهیمه</FirstName>
					<LastName>پهلوان</LastName>
<Affiliation>گروه آموزشی ارتباط تصویری، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر، استان تهران، شهر تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در پژوهش حاضر، به تصاویر تبلیغاتی به‌عنوان سازه‌های اطلاع‌رسانی شهری پرداخته می‌شود، که با کارکردی دوگانه (اطلاع‌رسانی و زیباسازی) به‌عنوان بخشی از عوامل مهم و تأثیرگذار در حیات فرهنگی و اجتماعی شهروندان، پذیرفته‌شده‌اند. هدف این پژوهش شناسایی مضمون، انتخاب شیوه بازنمایی، نحوه بیان محتوای پیام و کیفیت ارتباط تصویری در کلان‌شهر تهران است. در این پژوهش 728 تابلوی تحقیقاتی که در فصل بهار سال 1384 و 1385 در بزرگ‌راه‌ها و خیابان‌های اصلی شهر تهران نصب‌شده بودند نمونه‌برداری شدند و با روش «تحلیل محتوای کمی» موردبررسی قرار گرفتند. نتایج تحقیق به‌روشنی نشان داد که فضای شهر تهران پوشیده از تصاویر تابلوهای تبلیغاتی تجاری است که هدف آن‌ها افزایش میل به خرید و ترغیب شهروندان برای مصرف است. بازنمایی محصولات با استفاده از شیوه عکاسی و بدون بیان ایده‌ی خاص و تأکید صرف بر ارائه کالا بوده است. بی هیچ‌گونه خلاقیت و نوآوری. کاربرد نقش‌مایه‌های انسانی فقط به‌عنوان مصرف‌کننده‌ای سرخوش از داشتن کلاً به نمایش درآمدهاست. در این میان به نقش زنان، حتی به‌عنوان نیمی از جامعه مصرفی نیز، توجه نشده است. تنها گروه سنی موردتوجه و هدف فرستندگان پیام، پسران جوان‌اند. ناگفته نماند که تعداد تابلوها و آگهی‌های تجاری طی دو سال رشد فراوانی داشته است</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تبلیغات شهری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارتباط</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیام</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیوه بازنمایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://vaa.journal.art.ac.ir/article_667_4c2cd3401b061b80323c5295b3228799.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه هنر ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نشریه‌ی علمی پژوهشی نامه‌ی هنرهای تجسمی و کاربردی</JournalTitle>
				<Issn>2717-1272</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Disclosure of the beliefs of Yazd citizenry in the symbolic role of Cypress</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بازنمود باورداشت‌های مردم یزد در نقش نمادین سرو</VernacularTitle>
			<FirstPage>83</FirstPage>
			<LastPage>97</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">668</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30480/vaa.2010.668</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فهیمه</FirstName>
					<LastName>زارع</LastName>
<Affiliation>پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، استان تهران، شهر تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسنعلی</FirstName>
					<LastName>پورمند</LastName>
<Affiliation>گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، استان تهران، شهر تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تصور و پنداشت نمونه‌های نمادین و سپس ساخت آن‌ها از آشکارترین تلاش‌های انسانی است که نمادها را به داشتن معنایی ورای صورت ظاهری‌شان، دربردارنده معانی متعددی بر اساس باورداشت‌های بنیادین جامعه می‌سازد. سرو نمادین از نمونه‌هایی است که در بستر حیات اجتماعی و زندگانی مردم یزد، بیشترین فرصت و امکان را برای ایجاد نظام باورهایشان در جریان آیین‌ها، رفتارهای اجتماعی و کسوت‌های گوناگون هنری فراهم آورده است. حوزه موردمطالعه، حرکت از بازنمایی واقع‌گرای سرو به‌سوی شکل قراردادی و تبدیل به موتیف یا نقش‌مایه‌ای تزئینی است. اجتماعی که در این مقاله بر آن تأکید شده است پراکندگی بسیار خاصی دارد. میدان تحقیق از دو بخش تشکیل یافته است: 1-سرو طبیعت‌گرا حول محور برپایی مناسک؛ و 2-تمرکز بر سرو نمادگرا و تفسیر نقش و طرح‌های تزئینی آن. این مطالعات نشان‌دهنده آن‌اند که درخت سرو از نمایان‌ترین توصیف‌ها گرفته تا معنای باطنی و مفهوم درخت زندگی، دارای جوهری روحانی بوده است و در محور زیست زمانی مردم یزد، به نماد ایده‌هایی بدل گشته که مردم با داشتن گرایش‌های طبیعی به آفرینش در ذهن پرورانده‌اند. از آن جمله است نماد انکشاف و بالندگی زندگی روانی- و نه صرفا به خاطر ویژگی‌های زیباشناختی- که مردم به‌گونه‌ای ناخودآگاه با نمادین ساختن آن به اشکال مختلف آفریده، به آن حالتی مذهبی یا هنری داده‌اند تا به خودآگاهی در احساسات جمعی‌شان دست یابند</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سرو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نماد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درخت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آیین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقش</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://vaa.journal.art.ac.ir/article_668_ef45ade45870c290e14c6219e3e8874b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه هنر ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نشریه‌ی علمی پژوهشی نامه‌ی هنرهای تجسمی و کاربردی</JournalTitle>
				<Issn>2717-1272</Issn>
				<Volume>2</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Symbolic Meaning of Simurgh and dragon and their reflection in the Safavid rug</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مفاهیم نمادین سیمرغ و اژدها و انعکاس آن در قالی‌های صفویه</VernacularTitle>
			<FirstPage>99</FirstPage>
			<LastPage>117</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">669</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30480/vaa.2010.669</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>طیبه</FirstName>
					<LastName>صباغ پور</LastName>
<Affiliation>هنر اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس، استان تهران، شهر تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهناز</FirstName>
					<LastName>شایسته فر</LastName>
<Affiliation>گروه هنر اسلامی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، استان تهران، شهر تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">قالی‌های دوره صفویه گستره وسیع و متنوعی از نقوش گیاهی و حیوانی و گاه انسانی را در برمی‌گیرند. سیمرغ و اژدها ازجمله نقوش بکار رفته در این قالی‌ها هستند که غالباً همراه با یکدیگر حضور می‌یابند و دربردارنده معانی نمادین و مفاهیم عرفانی‌اند. در مقاله حاضر کوشش شده است تا با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، این دو نقش‌مایه ازنظر فرم و محتوا بررسی گردد؛ و به پرسش‌هایی ازاین‌دست نیز پاسخ گوید: سیمرغ و اژدها در اساطیر فرهنگ و ادبیات ایران حامل چه مفاهیم نمادینی هستند؟ و بازتاب این مفاهیم در قالی‌های صفویه چگونه است؟ فرم، رنگ و موقعیت سیمرغ و اژدها در طرح قالی‌های صفویه چگونه است؟ نقش‌مایه سیمرغ و اژدها در نمونه‌های موردبررسی، اغلب به‌صورت متقابل و یا گرفت و گیر ظاهرشده‌اند. این تقابل و درگیری، بیانگر مفاهیم متضادی است که در نهاد و سرشت بشریت و طبیعت نهاده شده و به‌طورکلی مشتمل است بر روشنی و تاریکی، نور و ظلمت، خوبی و بدی و بالاخره اهورایی و اهریمنی. به‌عبارت‌دیگر تلاش انسان برای فائق آمدن به نفس خویش، همواره به شکل نبرد دو حیوان افسانه‌ای چون سیمرغ و اژدها در قالی‌های صفویه تجلی‌یافته است</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیمرغ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اژدها</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نماد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قالی صفویه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://vaa.journal.art.ac.ir/article_669_dc5338fd34b176220152965f8307528b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
