<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه‌ی علمی پژوهشی نامه‌ی هنرهای تجسمی و کاربردی</title>
    <link>https://vaa.journal.art.ac.ir/</link>
    <description>نشریه‌ی علمی پژوهشی نامه‌ی هنرهای تجسمی و کاربردی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>پژوهشی در سیرتحوّلات فرهنگی عکاسی عروسی در آلبوم‌های عروسی استان گیلان با بهره‌گیری از آراء اروینگ گافمن (1360 تا1400 ه.ش)</title>
      <link>https://vaa.journal.art.ac.ir/article_1421.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش بررسی جامعه‌شناختی عکس‌های آلبوم ‌عروسی در نظام خانواده‌ ایرانی است. با مطالعه آلبوم عکس عروسی می‌توان به درک بسیاری از تحوّلات اجتماعی در ساحت فرهنگ تصویری دست یافت. فرایند تحقیق در این پژوهش کیفی به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و بر اساس مطالعه‌ آلبوم‌های عکس مراسم عروسیِ خانواده‌های طبقه متوسط گیلانی از 1360 هجری شمسی تا پایان 1400 هجری ‌شمسی، ارتباط عروسی و عکاسی از منظر جامعه‌شناختی بر اساس نظریه نمایش‌خود در زندگیِ روزمره از اروینگ گافمن واکاوی شد. پرسش‌های پژوهش عبارتند از: شیوه‌های بیان خود و هویت‌سازی در عکاسی چگونه است؟ عکاسی‌عروسی تحت ‌تاثیر چه نیاز اجتماعی‌ به امر متداول در مراسم ازدواج در آمد؟ عکاسی‌ به مثابه رسانه چه نقشی در تحولات مراسم عروسی طی دهه 60 تا اوایل قرن جدید داشته است؟ براساس تحلیل داده‌ها در 12 آلبوم عکس مراسم عروسی، سه تحوّل اساسی فرهنگی در شیوة عکاسی‌عروسی یافت شد: اوّل عکاسیِ عروسی‌ مستندسازانه در بازه‌ زمانی 1360 تا اواسط دهه80 که عکاس نظاره‌گر است. دخل و تصرفی که معنای مراسم و هویت را دگرگون کند در عکس‌ها نمایان نیست و حضار بسیار شبیه به خود واقعی‌شان در تصاویر ثبت شدند، دوّم عکاسی‌عروسی تصویرسازانه است که بازه زمانی اواسط دهه 80 تا قبل از اواسط دهه90 را در بر می‌گیرد و نقش عکاسان آتلیه‌ای پررنگ‌تر می‌شود. در این دوره شاهد تصویرسازی به معنای وجود جلوه‌های فراوان تصویری هستیم که موقعیت عروس و داماد را در موقعیت دروغین یا در جهانی خیالی به تصویر می‌کشد هم‌چنین بر اساس یافته‌های پژوهش، در مسیر طی شده‌ی چند دهه‌ی اخیر، ایده‌های فرهنگ ملی و مذهبی به مرور کم‌رنگ‌تر شده است. سوّم آنکه عکاسیِ عروسی صحنه‌پردازانه به همراه استعاره‌های کلیشه‌ای، بازه زمانی اوایل دهه 90 تا اوایل قرن جدید را در بر می‌گیرد. و هرچقدر از دهه‌های گذشته به جلو آمدیم ایده‌آل‌سازی مذهبی و سیاسی ناپیدا‌تر شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناخت مولفه های فرمی داستان مصور با نگاه بر آثار دهه‌ی هشتاد میلادی آمریکا</title>
      <link>https://vaa.journal.art.ac.ir/article_1459.html</link>
      <description>این پژوهش به صورت‌بندی یک روش تحلیل فرمالیستی برای نگاه به آثار داستان‌مصور اختصاص دارد و به بررسی نمونه‌هایی مستخرج از دهه‌ی هشتاد میلادی آمریکا با روش تبیین‌شده می‌پردازد. نمونه‌های منتخب همگی مربوط به جهان داستانی بتمن می‌باشند. واژه‌شناسی و واکاوی اولیه‌ی داستان‌مصور و هم‌چنین استخراج مؤلفه‌های فرمی خاص آن با تکیه‌بر مطالعات اسکات مک‌کلود، پاسکال لوفوق و کای میکُنِن انجام‌شده‌است. مطالعه‌ی نمونه‌های موردی و ارتباط میان آثار در رسانه‌های مختلف بااستفاده‌ از روش نوساختارگرایانه‌ی بوردول و تامسون انجام‌شده و پشتوانه‌ی نظری پژوهش، مطالعات نشانه‌شناسی پیرس و گفتمان بینامتنیت رولان بارت می‌باشد. دهه‌ی هشتاد میلادی در آمریکا به‌دلیل چرخش‌های محتوایی، نوآوری‌های فرمی و اعتلای رسانه‌ای به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ داستان‌مصور شناخته می‌شود. جهان‌بینی تاریک و نگاهی واقع‌گرایانه به دنیای ابرقهرمانی کلاسیک در دنیای کمیک و همچنین توجه به ریشه‌های روان‌شناختی در شخصیت‌های شرور که موجب بروز اعمال نابه‌هنجار در آن‌ها می‌باشد از ویژگی‌های مشترک این آثار است. در دهه‌ی هشتاد میلادی، آثاری با اشتراکات فرمی زیاد در قالب رمان گرافیکی خلق‌شدند که یکی از عوامل زمینه‌ساز تحولات گسترده‌ی اشکال هنری متفاوت مانند سینما و انیمیشن در دهه‌ی نود میلادی آمریکا هستند. جهان تاریک حول کاراکتر ابرقهرمانی بتمن امکانات و پیش‌زمینه‌هایی را فراهم می‌آورد که موجب‌شد اکثر هنرمندان مهم آن دوران حداقل یک اثر را در این جهان خلق‌کنند. توجه به وجهه‌ی انسانی ابرقهرمان‌ها و نگاه منطقی به این مقوله موجب بروز مؤلفه‌های سبکی و روایی در بیانگری رمان‌های گرافیکی مذکور شده‌است و تحلیل و شناسایی این مؤلفه‌ها با دستگاه فکری فراهم‌شده مسأله‌ی اصلی این پژوهش محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کیومرث، «شاه-موبد» هزارة ترازو بر کاسه آهن لرستان</title>
      <link>https://vaa.journal.art.ac.ir/article_1498.html</link>
      <description>کاسة مفرغی مملو از نقوش سماوی از فرهنگ عصر آهن لرستان به دست آمده است. در تمام پژوهش‌هایی که پیش از این در رابطه با کاسه صورت گرفته است، این شی در بستر مضامین اساطیری فرهنگ‌های سامی‌نژاد باستان تحلیل و تفسیر شده است. این پژوهش‌ها این شبهه را ایجاد کردند، که علی‌رغم یافت شدن شی از لرستان، کاسه به این فرهنگ تعلق ندارد. در پژوهش حاضر برای نخستین‌بار نقوش بخش مرکزی کاسه در بستر مفاهیم دینی و اساطیری ایران باستان و با رویکرد نمادگرایی سنتگرایانه رنه گنون تحلیل و تفسیر شده است. روش پژوهش &amp;amp;laquo;توصیفی-تحلیلی&amp;amp;raquo; است و داده‌های پژوهش از منابع موزه‌ای و کتابخانه‌ای گردآوری شدند. طبق یافته‌های پژوهش نقوش مرکز کاسه صحنه تنجیمی اسطورة مرگ کیومرث در هزارة ترازو و تبدیل او به نخستین منوی عصر آهن را روایت می‌کنند. صورت فلکی ترازو بر مرکز کاسه بازنمودی رمزی از سیطرة هزاره ترازو بر گیتی است. صورت فلکی بز و ترازو همچنین با روایت مرگ کیومرث پیوند دارند. چون اقتران دو سیاره مشتری و کیوان در صور فلکی ترازو و بز باعث مرگ کیومرث در آغاز هزارة ترازو شد. بر کاسه کیومرث در تمثال صورت فلکی شکارچی بر قطب آسمان در مرکز کاسه بر آستانة دروازة بهشت ایستاده و از آن نگاهبانی می‌کند. دلالت‌های معنایی نقوش مرکز کاسه نشان می‌دهند که کیومرث در جایگاه منوی عصر آهن هم قانونگذار زندگان و هم داور مردگان است. او بر قطب آسمان ادوار کیهانی را رقم می‌زند و قانون هستی را بر جهانیان مقدّر می‌کند. بازنمودهای کیومرث بر دیگر مفرغ‌های لرستان به صورت مردی است که دو بز کوهی رمزی از صورت فلکی بز مرکز کاسه را در طرفین خود نگاهداشته است. شکل متقارن و متوازن دو حیوان در طرفین کیومرث بر توازن قوای نور و تاریکی در هزارة ترازو دلالت دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعة تطبیقی تزئینات هندسی وابسته به معماری در دوران اموی و سلجوقیان بزرگ بر اساس عوامل و زمینه‌های فرهنگی</title>
      <link>https://vaa.journal.art.ac.ir/article_1499.html</link>
      <description>چکیده:مطالعة ساختارهایِ ترسیمِ تزئینات هندسی در دوره‌های مختلفِ معماری اسلامی، دو سوال مهم را پدید‌ می‌آورد؛ چیستی وجه تمایز الگوهایِ ترسیمِ تزئینات در هر دورة تاریخی و نقوشِ خاص هر دوره، به‌عنوان زبان بصری آن؛ و دلایل تغییر در ساختارِ طراحیِ نقش در دوره‌های مختلف تاریخی. پاسخ به‌ این سوالات، در گام نخست، نیازمندِ مشخص نمودن الگوهای بنیادی ترسیمِ نقوش هندسی و واکاوی زمینه‌ها و بسترهای فرهنگی این تغییرات است. این پژوهش، مطالعه، تطبیق و مقایسة تزئینات هندسی وابسته به معماری در دوران تاریخیِ اموی و سلجوقیان بزرگ را انتخاب نموده است. این انتخاب به‌دلیل نیازمندیِ بررسی تغییرات در الگوهای ترسیمی، با فاصلة زمانی چند قرن است؛ تا از خلال تغییرات فکری-فرهنگی پدید آمده در بازه‌ای نسبتا طولانی، تفاوت‌های ملموسی قابل جستجو، و تواناییِ ارزیابی آن تحولات میسر ‌شود. شیوة مورد استفاده، توصیفی-تحلیلی و براساس مطالعات کتابخانه‌ایست. جامعة آماری، تزئینات هندسیِ مهمترین بناهای اموی و سلجوقیست؛ جستجو و مقایسة ساختارهای اصلی در تزئینات این دو دوره، گام نخست این پژوهش را تشکیل داده است، و سیر تحول آن‌ها مشخص شده است. در گام بعد، تأثیر بسترها و عوامل فکری-فرهنگی دوره‌های تاریخی بر تغییر در ساختارهای ترسیم نقوش هندسی مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافته‌های پژوهش، متناسب با فضای فکری، نوع حکمرانی و وضعیت دانش در هر یک از دوره‌های مورد بررسی، ساختاری مشخص و متناسب در ترسیم نقوش هندسی، پدید آمده است، که نشان دهندة تحولات فرهنگی-اجتماعی هر دوره است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بدن‌مندی در مجسمه سازی معاصر با تکیه بر اندیشه ژیل دلوز و مرلوپونتی</title>
      <link>https://vaa.journal.art.ac.ir/article_1502.html</link>
      <description>در مجسمه‌سازی معاصر، مفهوم &amp;amp;laquo;بدن&amp;amp;raquo; دستخوش دگرگونی‌های عمیق فلسفی و زیباشناختی شده است. بدن دیگر نه به‌عنوان سوژه‌ای صرفاً فیگوراتیو و نه در قالب تمایز میان بازنمایی و انتزاع، بلکه به‌مثابه فضایی برای ادراک، تجربه و تولید معنا مورد توجه قرار می‌گیرد. مفهوم &amp;amp;laquo;بدنمندی&amp;amp;raquo;، به‌عنوان تجربه‌ی بدن درهم‌تنیده با ذهن و آگاهی، در قرن بیستم به‌ویژه در واکنش به دوگانگی کلاسیک دکارتی ذهن/بدن، در فلسفه و هنر معاصر جایگاهی محوری یافت. در این مقاله، با تمرکز بر مجسمه‌سازی معاصر، بدن به ‌مثابه ابزاری شناختی، تجربی و رسانه‌ای بررسی می‌شود که نقش میانجی بین انسان و جهان را ایفا می‌نماید. در این راستا، نظریه‌ی &amp;amp;laquo;بدن پدیداری&amp;amp;raquo; مرلو-پونتی، که بدن را زمینه‌ی بنیادین تجربه‌ی زیسته می‌داند، و مفهوم &amp;amp;laquo;بدن بدون اندام&amp;amp;raquo; دلوز، که بدن را از ساختارهای تثبیت‌شده و هنجاری رها می‌سازد، به‌عنوان چارچوب نظری و روش‌شناسی تحلیلی مقاله به کار گرفته شده‌اند. مقاله نشان می‌دهد که چگونه مجسمه‌سازی امروز، با عبور از بازنمایی فیگوراتیو و ورود به قلمرو بدن‌مند، مخاطب را به تجربه‌ای چندحسی، میان‌ذهنی و درونی از اثر هنری فرا‌می‌خواند؛ تجربه‌ای که با تکیه بر مثال‌ها و نمونه‌های متنوع، ابعاد مفهومی و زیباشناختی بدن‌مندی را در بستر مجسمه‌سازی معاصر آشکار می‌سازد. در این فرآیند، بدن نه به‌عنوان یک فرم ایستا، بلکه همچون رخدادی زنده، سیال و مشارکت‌طلب عمل می‌کند که امکان درگیری حسی، ذهنی و فیزیکی مخاطب با اثر را فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
